محمد جواد مغنية ( مترجم : مصطفى زمانى )
58
شيعه و زمامداران خودسر ( فارسى )
خدا داستان نفرين كردن زهرا ( ع ) را در قرآن چنين بيان فرموده است : « اى رسول ما ! بمسيحيان بگو پسران ما و شما و زنان ما و شما و خودمان ميآئيم و بيك ديگر نفرين ميكنيم . » ( سوره آل عمران آيه 55 ) آنقدر كار را بر على ( ع ) سخت گرفتند كه حمله بمنزلش نموده ، خواستند در منزليكه على و فاطمه و حسن و حسين ( ع ) و عدهاى از بنى هاشم بود آتش روشن سازند « 1 » ولى باز على بخاطر اينكه بجنايتى بالاتر دست نزنند از اين جنايتشان نيز صرفنظر نمود نسبت به كسى كه رسول خدا ( ص ) درباره او مىگويد : « على منى و انا من على . . . النظر الى وجه على عبادة . . . من آذاه فقد آذانى » : ( على ( ع ) از من و من از على هستم . . و نظر نمودن به صورت على عبادت است . . . آنكس كه على را اذيت كند مرا اذيت نموده است ) جسارت مىكنند سپس آمده و از او عذر خواهى مىنمايند ! ! آيا على ( ع ) غير از فضل و علم و دين و سبقت باسلام گناه ديگرى داشت ؟ ! آيا على ( ع ) غير از صبر با جنايات اينگونه افراد چارهاى داشت ؟ ! على ( ع ) و مجلس شوراى عمر پس از ابى بكر عمر بر مسند خلافت نشست و با على در امور مشورت مىكرد و برأى آن حضرت عمل مىنمود ، و كسى از اين عمل جز على ( ع ) خبردار نبود . عمر اعتقاد بفضيلت على ( ع ) داشت و دائما مىگفت : « لو لا على لهلك عمر » : اگر على نبود عمر هلاك شده بود . . . اگر على بر كرسى خلافت نشسته بود ، شما را به راه روشن و راست هدايت مىكرد ، آنقدر درباره على ( ع ) سخنسرائى كرد كه كسى ترديد نداشت كه امر خلافت را پس از خود بعلى ( ع ) مىسپارد ، و حق را به صاحب خود بازمىگرداند ، ولى هنگامى كه مرگش نزديك شد سرگذشتها ، و مبارزات و سوابق درخشان على را فراموش كرد ، و او را همدوش عدهاى كرد كه در اسلام هيچگونه سوابق خوبى نداشتند : عمر ، پنج نفر را همرديف آن حضرت نمود « 2 » و گفت : اگر على و عثمان در
--> ( 1 ) براى توضيح بكتاب طبرى و « كنز العمال » و « السياسة و الامامة » . ابن قتيبه و ابن ابى الحديد مراجعه شود ( دلائل الصدق ج 3 صفحه 51 ) ( 2 ) اين پنج نفر : طلحه ، زبير ، عثمان ، عبد الرحمن بن عوف ، سعد بن ابى - وقاص بودند . م - ز